جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to deduce
01
استنباط کردن, استنتاج کردن
to determine by a process of logical reasoning
Transitive: to deduce sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
deduce
سومشخص مفرد
deduces
وجه وصفی حال
deducing
گذشته ساده
deduced
اسم مفعول
deduced
مثالها
From the evidence presented, the detective deduced the likely sequence of events.
از شواهد ارائه شده، کارآگاه استنباط کرد که ترتیب احتمالی رویدادها چگونه بوده است.
درخت واژگانی
deducible
deduct
deduce



























