جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
debasing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most debasing
شکل تفضیلی
more debasing
درجهپذیر
مثالها
The debasing effects of the scandal were felt by everyone in the community.
اثرات تحقیرآمیز رسوایی توسط همه در جامعه احساس شد.
درخت واژگانی
debasing
debase
base



























