جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
debasing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most debasing
شکل تفضیلی
more debasing
درجهپذیر
حوزه
behavior, speech, evaluation
مثالها
The debasing comments from the coach hurt the player's confidence.
نظرات تحقیرآمیز مربی اعتماد بازیکن را جریحهدار کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
debasing
debase
base



























