جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cunningly
اطلاعات دستوری
مثالها
She cunningly manipulated the conversation to her advantage.
او باهوشانه گفتگو را به نفع خود دستکاری کرد.
02
با حیله گری, به روش جذاب
in an attractive manner
درخت واژگانی
cunningly
cunning
cunn



























