جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Alacrity
01
چالاکی, زرنگی، زیرکی
readiness or willingness that is quick and enthusiastic
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Her alacrity in completing the tasks made her stand out as a top performer.
اشتیاق او در انجام وظایف باعث شد به عنوان یک فرد برجسته شناخته شود.



























