جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cruelly
01
بیرحمانه
in a deliberately hurtful or unkind way
اطلاعات دستوری
مثالها
She cruelly mocked her classmate in front of everyone.
او بیرحمانه همکلاسی خود را در مقابل همه مسخره کرد.
1.1
بی رحمانه, ظالمانه
in a way that causes pain, suffering, or disappointment
مثالها
The storm cruelly destroyed the village just before the harvest.
طوفان روستا را بیرحمانه نابود کرد، دقیقاً قبل از برداشت.



























