جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crucial
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most crucial
شکل تفضیلی
more crucial
درجهپذیر
مثالها
Timing was crucial for the success of the plan.
زمانبندی برای موفقیت برنامه حیاتی بود.
02
حیاتی, سرنوشتساز
highly relevant to a particular matter
مثالها
The documents were crucial for the audit.
اسناد برای حسابرسی حیاتی بودند.
مثالها
The ancient symbol was crucial, featuring a cross at its center.
نماد باستانی حیاتی بود، با صلیبی در مرکز آن.
درخت واژگانی
cruciality
crucially
noncrucial
crucial
cruc



























