جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Crossbreed
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
crossbreeds
مثالها
A crossbreed of a poodle and a dachshund is called a " doxiepoo. "
دورگه یک پودل و یک داشهوند را "داکسیپو" مینامند.
to crossbreed
01
جفت انداختن (حیوان), پیوند زدن (گیاه)
to make an animal or plant breed with a different type
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
crossbreed
سومشخص مفرد
crossbreeds
وجه وصفی حال
crossbreeding
گذشته ساده
crossbred
اسم مفعول
crossbred
مثالها
They crossbred different types of roses to develop unique colors.
آنها انواع مختلف گلهای رز را دورگهگیری کردند تا رنگهای منحصر به فردی ایجاد کنند.



























