جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
credible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most credible
شکل تفضیلی
more credible
درجهپذیر
مثالها
Despite being a new researcher in the field, her extensive data and methodology made her findings credible.
علیرغم اینکه محقق جدیدی در این زمینه بود، دادهها و روششناسی گسترده او یافتههایش را قابل اعتماد کرد.
درخت واژگانی
credibility
credibleness
credibly
credible



























