جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
convinced
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most convinced
شکل تفضیلی
more convinced
درجهپذیر
حوزه
belief, cognition, persuasion
مثالها
After the meeting, she was convinced that the new strategy was the best approach.
پس از جلسه، او متقاعد شده بود که استراتژی جدید بهترین رویکرد است.
مثالها
She's a convinced advocate of animal rights.
او یک مدافع متقاعد حقوق حیوانات است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unconvinced
convinced
convince



























