جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
a lot
مثالها
I miss her a lot when she's away.
وقتی او دور است خیلی دلم برایش تنگ میشود.
02
زیاد, اغلب
used to describe something that happens many times or regularly
مثالها
She travels a lot for work.
او زیاد برای کار سفر میکند.



























