جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to rip into
01
سخت انتقاد کردن, به شدت سرزنش کردن
to angrily criticize someone and express strong disapproval
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
into
فعل پایه
rip
زمان حال
rip into
سومشخص مفرد
rips into
وجه وصفی حال
ripping into
گذشته ساده
ripped into
اسم مفعول
ripped into
مثالها
She ripped into her brother for lying.
او به خاطر دروغ گفتن به برادرش حمله کرد.



























