willy
Pronunciation
/ˈwɪɫi/

تعریف و معنی "willy"در زبان انگلیسی

Willy
01

مرد, پسر

a man
willy definition and meaning
informal
مثال‌ها
He's a proper willy, always showing off.
او یک مرد واقعی است، همیشه خودنمایی می‌کند.
02

کیر, آلت تناسلی

the penis
slang
vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
willies
مثال‌ها
The doctor asked him about his willy carefully.
دکتر با احتیاط از او درباره آلت تناسلی اش پرسید.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه