جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dogfucker
01
پست, سگ زاده
a despicable or contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dogfuckers
مثالها
He called the crooked contractor a thieving dogfucker.
او پیمانکار فاسد را پسر سگ خطاب کرد.
02
زوفیل, تجاوزگر سگ
a person who performs sexual acts with dogs or other animals
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
The police arrested a known dogfucker in the neighborhood.
پلیس یک شخصی که با سگها رابطه جنسی برقرار میکند شناختهشده را در محله دستگیر کرد.
03
جانوردوست, عضو جامعه فری
someone who participates in the furry fandom, not necessarily implying illegal acts
توهینآمیز
مثالها
The trolls online called anyone in a fursuit a dogfucker.
ترولهای آنلاین هر کسی را که فورسیوت میپوشید dogfucker مینامیدند.



























