جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to donowall
01
نادیده گرفتن اهدا, مسدود کردن اهدا
to ignore or block a viewer's donation or message during a livestream
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
DonoWall
سومشخص مفرد
DonoWalls
وجه وصفی حال
DonoWalling
گذشته ساده
DonoWalled
اسم مفعول
DonoWalled
مثالها
He DonoWalled my message; rude!
او پیام مرا DonoWall کرد؛ بیادب!



























