جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
splurgy
01
اسرافکار, ولخرج
involving indulgent spending
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
splurgiest
شکل تفضیلی
splurgier
درجهپذیر
مثالها
That vacation was a bit too splurgy for my budget.
آن تعطیلات برای بودجه من کمی پرخرج بود.
درخت واژگانی
splurgy
splurge



























