جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Word vomit
01
استفراغ کلمات, ریزش کلامی
speech that comes out without thinking, often excessive, awkward, or triggered by nerves, alcohol, or strong emotions
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
I got nervous during the interview and ended up with total word vomit.
در طول مصاحبه عصبی شدم و در نهایت حرفهای بیربط زدم.



























