جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
benched
01
ذخیره شده, در لیست انتظار نگه داشته شده
kept as a backup romantic or dating option while the other person pursues someone else
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most benched
شکل تفضیلی
more benched
درجهپذیر
مثالها
He realized he was benched when she started dating someone new.
او متوجه شد که در لیست انتظار قرار گرفته وقتی که او شروع به قرار گذاشتن با کسی جدید کرد.
درخت واژگانی
benched
bench



























