جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to malefail
01
شکست مردانه, ناکامی در مردانگی
to be perceived as feminine while trying to present in a masculine gender role
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
malefail
سومشخص مفرد
malefails
وجه وصفی حال
malefailing
گذشته ساده
malefailed
اسم مفعول
malefailed
مثالها
Everyone laughed when he malefailed during his first presentation.
همه خندیدند وقتی او در اولین ارائهاش مالفیل کرد.
درخت واژگانی
malefail
male
fail



























