kiki
ki
ˈki
کی
ki
ki
کی
/kˈɪki/

تعریف و معنی "kiki"در زبان انگلیسی

Kiki
01

یک گپ و گفت پر جنب و جوش, یک دورهمی برای شایعه پراکنی

a social gathering for gossip or a lively chat
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
kikis
مثال‌ها
Everyone looked forward to the weekend kiki at her place.
همه منتظر کیکی در خانه‌اش بودند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه