kiki
ki
ˈki:
ki
ki
ki
ki
leakygeekycheekyfreaky

تعریف و معنی "kiki"در زبان انگلیسی

Kiki
01

یک گپ و گفت پر جنب و جوش, یک دورهمی برای شایعه پراکنی

a social gathering for gossip or a lively chat 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
kikis
مثال‌ها
That kiki lasted all night with laughter and stories. 

آن کی‌کی تمام شب با خنده و داستان‌ها ادامه یافت.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه