جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aftershock
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
aftershocks
مثالها
Following the major earthquake, a series of aftershocks rattled the region, causing further concern among residents.
پس از زلزله بزرگ، یک سری پسلرزهها منطقه را لرزاند و باعث نگرانی بیشتر ساکنان شد.



























