cliched
cli
ˈkli:
kli
ched
ʃeɪd
sheid
clinched
clichéd

تعریف و معنی "cliched"در زبان انگلیسی

cliched
01

تکراری, عادی، کلیشه‌ای، پیش‌پاافتاده

lacking originality or freshness 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most clichéd
شکل تفضیلی
more clichéd
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The film was criticized for its clichéd plot twists that viewers had seen many times before. 

این فیلم به خاطر پیچ‌وخم‌های کلیشه‌ای داستانش مورد انتقاد قرار گرفت که بینندگان بارها دیده بودند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه