جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
chunky
01
با تکههای درشت
(of food) having large pieces
مثالها
She prefers her guacamole chunky, with big chunks of avocado and tomatoes.
او گواکامولی خود را تکهتکه ترجیح میدهد، با تکههای بزرگ آووکادو و گوجهفرنگی.
درخت واژگانی
chunky
chunk



























