جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
affecting
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most affecting
شکل تفضیلی
more affecting
درجهپذیر
مثالها
Her affecting kindness made a huge difference to the community.
مهربانی تأثیرگذار او تفاوت بزرگی برای جامعه ایجاد کرد.
درخت واژگانی
affectingly
unaffecting
affecting
affect



























