جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یک دوست زنجیر او را تحسین کرد و پرسید که آن را از کجا خریده است.
زنجیره, رشته
زنجیره آپالاش در سراسر شرق ایالات متحده امتداد دارد.
زنجیره, سری
زنجیره تأمین به دلیل طوفان مختل شد.
زنجیر, رشته
او دوچرخه خود را با یک زنجیر سنگین قفل کرد.
زنجیره, زنجیرهای
پلیمر حاوی یک زنجیره کربنی بلند است.
زنجیر, محدودیت
او احساس میکرد که یک زنجیر او را عقب نگه میدارد.
فروشگاههای زنجیرهای
زنجیره کافه چندین مکان جدید در سراسر شهر افتتاح کرد.
زنجیر, سلسله
یک زنجیره از چراغها اتاق را تزئین میکرد.
زنجیر, زنجیر اندازهگیری
ملک 5 زنجیر عرض داشت.
زنجیره خرید و فروش
فروش به دلیل یک زنجیره مسکن به تأخیر افتاده است.
زنجیر کردن
نگهبان ورودی را زنجیر میکند تا دسترسی به ملک خصوصی محدود شود.
زنجیر کردن, متصل کردن
کارگران بخشهای حصار را زنجیر کردند تا کل محیط سایت ساختوساز را محصور کنند.
درخت واژگانی



























