جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Causation
01
سببشدن, موجبشدن
the action or process of causing a particular thing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The detective sought evidence of causation to solve the mysterious crime.
کارآگاه به دنبال شواهدی از علتیابی بود تا جنایت مرموز را حل کند.
درخت واژگانی
causation
cause



























