جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Catarrh
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
She suffered from persistent catarrh, experiencing a constant runny nose and throat irritation.
او از کاتار مداوم رنج میبرد، که با آبریزش بینی و تحریک گلو همراه بود.
درخت واژگانی
catarrhal
catarrh



























