جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brevity
01
اختصار, کوتاهی، اجمال، ایجاز
the quality of being fleeting or short-lived
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The brevity of the summer storm surprised everyone, as it ended almost as soon as it began.
کوتاهی طوفان تابستانی همه را شگفتزده کرد، زیرا تقریباً بلافاصله پس از شروع پایان یافت.
02
ایجاز, اختصار
the use of few words to convey meaning clearly and efficiently
مثالها
He admired the brevity of her explanation.
او از ایجاز توضیح او تحسین کرد.
درخت واژگانی
brevity
breve



























