جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wilma
01
زنانی که احمق یا فاقد هوش در نظر گرفته میشود, یک احمق
a woman considered foolish or lacking intelligence
disapproving
informal
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
خاص
مثالها
She just made another mistake — total Wilma move.
او تازه یک اشتباه دیگر مرتکب شد—یک حرکت کامل ویلما.



























