جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blitzed
01
بسیار مست
very drunk or heavily intoxicated
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most blitzed
شکل تفضیلی
more blitzed
درجهپذیر
مثالها
By the end of the night, everyone was blitzed and having a great time.
تا پایان شب، همه مست بودند و اوقات خوبی را سپری میکردند.
درخت واژگانی
blitzed
blitz



























