جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Guerrilla marketing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
A fashion brand executed a guerrilla marketing campaign by staging a flash mob in a crowded shopping mall, where dancers wore the latest collection and handed out discount coupons.
یک برند مد یک کمپین مارکتینگ چریکی را با اجرای یک فلش ماب در یک مرکز خرید شلوغ اجرا کرد، جایی که رقصندگان آخرین مجموعه را پوشیده و کوپنهای تخفیف توزیع میکردند.



























