جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
titchy
01
فوقالعاده کوچک
extremely tiny
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
titchiest
شکل تفضیلی
titchier
درجهپذیر
مثالها
The titchy kitten struggled to climb up the tall couch.
بچه گربه کوچک برای بالا رفتن از مبل بلند تقلا کرد.



























