جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bone-chilling
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most bone-chilling
شکل تفضیلی
more bone-chilling
درجهپذیر
مثالها
The bone-chilling wind made it impossible to stay outside for long.
باد استخوانسوز ماندن در بیرون را برای مدت طولانی غیرممکن کرد.



























