جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
undervalued
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most undervalued
شکل تفضیلی
more undervalued
درجهپذیر
مثالها
His expertise in the field was undervalued by his colleagues.
تخصص او در این زمینه توسط همکارانش کمتر از حد واقعی ارزیابی شد.
درخت واژگانی
undervalued
valued
value



























