جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ginormous
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most ginormous
شکل تفضیلی
more ginormous
درجهپذیر
مثالها
The ginormous pumpkin at the county fair broke records for its size, drawing crowds of amazed spectators.
کدو تنبل عظیمالجثه در نمایشگاه شهرستان رکوردهای اندازه را شکست و جمعیت زیادی از تماشاگران متحیر را به خود جذب کرد.



























