جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bop
01
محکم زدن, سخت کوبیدن
hit hard
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
bop
سومشخص مفرد
bops
وجه وصفی حال
bopping
گذشته ساده
bopped
اسم مفعول
bopped
Bop
01
یک موفقیت, یک ترانه محبوب
something successful, popular, or well-received
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bops
مثالها
The event turned out to be a bop despite the weather.
رویداد علیرغم آب و هوا موفقیتآمیز بود.
02
یک آهنگ موفق, یک آهنگ جذاب
a song that is very catchy and enjoyable
slang
مثالها
That track is such a bop, I ca n't stop playing it.
آن قطعه چنین هیت است، نمیتوانم از پخش آن دست بکشم.



























