to bop
bop
bɒp
bop
topmoplopsop

تعریف و معنی "bop"در زبان انگلیسی

to bop
01

محکم زدن, سخت کوبیدن

hit hard 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
bop
سوم‌شخص مفرد
bops
وجه وصفی حال
bopping
گذشته ساده
bopped
اسم مفعول
bopped
01

یک موفقیت, یک ترانه محبوب

something successful, popular, or well-received 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bops
مثال‌ها
The party last night was a total bop. 

مهمانی دیشب یک موفقیت کامل بود.

02

یک آهنگ موفق, یک آهنگ جذاب

a song that is very catchy and enjoyable 
عامیانه
مثال‌ها
This new Olivia Rodrigo song is a bop. 

این آهنگ جدید اولیویا رودریگو یک ترانه جذاب است.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه