جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Open book
01
مثل کف دست, شفاف، واضح، (فرد) صافوساده
a person or a thing that is easy to understand or predict
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
open books
مثالها
I always know when Nina is upset; she's an open book.
من قدردانی میکنم که او همیشه صریح و صادق است؛ او مثل یک کتاب باز است.



























