جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bona fide
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The seller assured the buyer that the watch was bona fide, with all the original documents and warranty.
فروشنده به خریدار اطمینان داد که ساعت بونا فیده است، با تمام مدارک اصلی و گارانتی.
02
باحسننیت
honest and without having deceit
مثالها
His bona fide intentions were clear when he offered to help without expecting anything in return.
نیتهای bona fide او زمانی که بدون انتظار هیچ چیز در عوض پیشنهاد کمک داد، واضح بود.



























