bare essentials
bare
bɛər
beēr
e
ɪ
i
ssen
ˈsɛn
sen
tials
ʃəlz
shēlz

تعریف و معنی "bare essentials"در زبان انگلیسی

Bare essentials
01

مهترین بخش‌های چیزی, حداقل چیزهای ضروری

things that are considered the most basic or necessary 
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
plural
not gender specific
مثال‌ها
Pack only the bare essentials for the overnight trip. 

هنگام بستن چمدان برای سفر، مطمئن شوید که فقط ضروریات را برمی‌دارید تا چمدان شما سبک بماند.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه