جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bare essentials
01
مهترین بخشهای چیزی, حداقل چیزهای ضروری
things that are considered the most basic or necessary
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
plural
not gender specific
مثالها
Pack only the bare essentials for the overnight trip.
هنگام بستن چمدان برای سفر، مطمئن شوید که فقط ضروریات را برمیدارید تا چمدان شما سبک بماند.
LanGeek



























