جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
petrified
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most petrified
شکل تفضیلی
more petrified
درجهپذیر
مثالها
She stood petrified at the edge of the cliff, unable to take a step back.
او در لبه پرتگاه یخ زده ایستاده بود، قادر به عقب نشینی نبود.
درخت واژگانی
petrified
petrify
petr



























