جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to win through
[phrase form: win]
01
با وجود چالشها موفق شدن
to achieve success after putting in persistent effort and overcoming challenges
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
through
فعل پایه
win
زمان حال
win through
سومشخص مفرد
wins through
وجه وصفی حال
winning through
گذشته ساده
won through
اسم مفعول
won through
مثالها
The company won through tough times by adapting to market changes.
شرکت با انطباق با تغییرات بازار از دوران سخت عبور کرد.



























