جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to burst with
[phrase form: burst]
01
مملو از چیزی بودن
to be full of something
مثالها
The garden was bursting with colorful flowers in the spring.
باغ در بهار از گلهای رنگارنگ لبریز بود.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مملو از چیزی بودن