جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to admit of
[phrase form: admit]
01
ممکن ساختن, امکان دادن
to let something happen or exist
Transitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
of
فعل پایه
admit
زمان حال
admit of
سومشخص مفرد
admits of
وجه وصفی حال
admitting of
گذشته ساده
admitted of
اسم مفعول
admitted of
مثالها
The large venue can admit of a substantial audience for the concert.
محل بزرگ میتواند بپذیرد تعداد قابل توجهی از مخاطبان را برای کنسرت.



























