جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shouting match
01
دادوهوار, دادوبیداد
a loud argument
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shouting matches
مثالها
The meeting descended into a shouting match as participants angrily debated the proposed changes to the project.
جلسه به یک بحث و جدل پر سر و صدا تبدیل شد در حالی که شرکت کنندگان با عصبانیت در مورد تغییرات پیشنهادی پروژه بحث میکردند.



























