جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mountain top
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mountaintops
مثالها
After a grueling hike, they finally arrived at the mountaintop, feeling a sense of accomplishment.
پس از یک پیادهروی خستهکننده، آنها بالاخره به قله کوه رسیدند و احساس موفقیت کردند.



























