جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Zeal
01
شادی و اشتیاق, شوق
a great enthusiasm directed toward achieving something
مثالها
She approached her work with unwavering zeal, always going the extra mile to ensure perfection.
او با اشتیاقی استوار به کارش نزدیک میشد، همیشه برای اطمینان از کمال، قدم فراتر میگذاشت.
02
گله گورخر
a group of zebras
مثالها
Tourists were thrilled to spot a zeal of zebras moving across the open plain.
گردشگران از دیدن یک گله از گورخرها که در دشت باز حرکت میکردند، هیجانزده شدند.
درخت واژگانی
zealous
zeal



























