جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
yummy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
yummiest
شکل تفضیلی
yummier
درجهپذیر
مثالها
The yummy chocolate cake melted in her mouth, leaving her craving for more.
کیک شکلاتی خوشمزه در دهانش آب شد و او را مشتاق بیشتر کرد.



























