wrinkly
wrink
ˈrɪnk
رینک
ly
li
لی
/ˈrɪŋkli/

تعریف و معنی "wrinkly"در زبان انگلیسی

wrinkly
01

پرچین‌وچروک

having many wrinkles
wrinkly definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most wrinkly
شکل تفضیلی
more wrinkly
درجه‌پذیر
مثال‌ها
His wrinkly hands showed signs of a life well-lived, with lines etched from years of hard work and experience.
دست‌های چروکیده او نشانه‌هایی از یک زندگی خوب را نشان می‌داد، با خطوطی که از سال‌ها کار سخت و تجربه حک شده بود.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه