جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wrinkly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most wrinkly
شکل تفضیلی
more wrinkly
درجهپذیر
حوزه
skin, appearance, age
مثالها
Despite her age, she had a radiant smile that lit up her wrinkly face.
با وجود سنش، او لبخندی درخشان داشت که صورت چروکیده اش را روشن میکرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
wrinkly
wrinkle



























