جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wordlessly
اطلاعات دستوری
مثالها
She shook her head wordlessly to show her disagreement.
او بیصدا سرش را تکان داد تا مخالفتش را نشان دهد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
wordlessly
wordless
word



























