جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پرنده بالهایش را گشود و به آسمان بلند پرواز کرد.
بال, بال هواپیما
مهندس بال هواپیما را برای هرگونه نشانهای از آسیب قبل از پرواز بررسی کرد.
بال (غذا)
دوستان در بار ورزشی یک سینی از بال مرغ ترد با سسهای تند برای دیپینگ به اشتراک گذاشتند.
بال, گلگیر
گلگیر خودرو در برخورد جزئی آسیب دید.
او در بالها منتظر علامت خود برای ورود بود.
بال, اسکادران
بال هوایی اول برای تمرین مستقر شد.
بال, جناح
نیروها بال راست را در طول نبرد حفظ کردند.
بال, ضمیمه
بال شرقی موزه میزبان هنر مدرن است.
جناح
جناح محافظ حزب برای کاهش مالیاتها و مقرراتزدایی فشار آورد.
بال, موقعیت جانبی
جت جنگنده در بال هواپیمای پیشرو پرواز میکرد.
بال, مهاجم
شوت وینگ به سمت دروازه منحرف شد و گل شد.
بال, باله
باله عقب ماشین مسابقه به آن کمک میکند در پیچها به مسیر بچسبد.
پرواز کردن, سر خوردن
همانطور که هواپیما بالا میرفت، شروع به پرواز بر فراز مناظر کرد.
درخت واژگانی



























